-این یک نظر شخصی است و تحقیق خاصی هم در این زمینه نکردهام ولی به نظرم بیشترین میزان دروغگویی در کشور را باید در تهران دانست.
زندگی در تهران به شما میآموزاند که باید دروغ گفت؛ حتی اگر ضرورتی برای آن وجود نداشته باشد! به تبع این دروغگویی، بیشترین میزان تقلب و کلاهبرداری هم در این شهر است که این یکی چون جرم است، آمارش هست و میتوان به آن استناد کرد.
از طرفی یکی دیگر از تبعات دروغگویی، از بین رفتن اعتماد به عنوان یک سرمایه عظیم اجتماعی است.
-در تهران اگر خیلی خوشبخت و زرنگ باشید توانستهاید یک آپارتمان 60 – 70 متری جور کرده باشید که احتمالاً از جلو و پشت هم آپارتمانهای دیگر به آن مشرفاند و اگر خر و پف هم بکنید همسایه روبرو میشنود!
در این آپارتمانها نه طلوع آفتاب را میبینید و نه غروب را، نه بوی گل را احساس میکنید و نه نسیم سپیدهدم را... اگر آنها را زندان بخوانید، بیراه نگفتهاید.
اگر بخواهید ظاهراً احساس راحتی و امنیت خاطر کنید، سهم شما از برجهای سر به فلک کشیده، همین 60 – 70 متر مربع است در طبقه nاُم با یک انباری در پارکینگ.
-اگر میخواهید معنای تنفس و استشمام هوا را بفهمید و قدر آن را بدانید تا از این نعمت، غافل نشده باشید برای مدتی در تهران زندگی کنید تا هوای شهرهای دیگر که در هر ثانیه، تنفس میکنید مانند یافتن آب در کویر باشد.
-اکثر ساکنان تهران، دو شغله هستند چون هزینهها به گونهای است که شما برای نفس کشیدن در همان هوای آلوده هم باید عمرتان را بفروشید و پولش را خرج نفس کشیدن کنید.
مردم تهران آن قدر کمبود خواب دارند که خیلیها ترجیح میدهند در اتوبوس و تاکسی هم بخوابند!
-در تهران اگر خانواده دوست باشید میتوانید شبها دو سه ساعت خستگیتان را قسمت کنید!
خیلی از خانوادهها در تهران اصولاً از همدیگر خبر ندارند، همسر از همسر، پدر از فرزند، فرزند از مادر و...
-اگر در هلند بیشترین دوچرخه وجود دارد به جرات میگویم که در هیچ کجای دنیا این قدر موتور سوار که در تهران هست، نمیبینید.
موتور سوارانی که هیچ قاعدهای را هم رعایت نمیکنند و از همه بدتر صدای ناهنجاری است که تولید میکنند. اگر تا به حال سوار موتور نشدهاید پیشنهاد میکنم که حتماً سوار شوید تا بدانید یک ساعت سوار شدن بر موتور چه قدر بر مغز و اعصابتان اثر میگذارد!
-یکی از خوبیهای! زندگی در تهران این است که حنجرهتان باز میشود و میتوانید به مرور خوانندگی را هم تمرین کنید.
شاید به خاطر شلوغی باشد یا هر دلیل دیگری اما نمیدانم چرا ساکنان تهران این قدر دوست دارند از انرژی خودشان برای بلند حرف زدن استفاده کنند!
-اگر پس از تشکیل خانواده، بچهدار شدن در ذهنتان است در عین حال که برخی امکانات وجود دارد اما از لحاظ شرایط اجتماعی، محیط تهران یکی از بدترین جاها برای رشد و تربیت فرزندتان است.
-یکی از خوبیهای تهران، یاد گرفتن کلاس گذاشتنهای بادکنکی است! مثلاً در این شهر به منشی میگویند کارمند شرکت!
به هر حال اینها برخی موارد از وجوه زندگی در تهران است و شامل همه خصوصیات آن نمیشود ولی ذکر دو مورد نیز ضروری است: اول این که بدیهی است این موارد به طور مطلق نیست اما به نظرم وجه غالب را دارد؛ دوم این که این چیزها نسبی است و ممکن است برای بعضیها هیچ کدام از این موارد مهم نباشد و به دنبال چیزی باشد که زندگی در تهران را برایش توجیه کند؛ اما شخصاً فکر کردم بد نیست که این موارد را بگویم شاید شما هم در اندیشه زندگی در این شهر باشید مبادا... ![]()
With money you can buy a house, but not a home. With money you can buy a clock, but not time. With money you can buy a bed, but not sleep. With money you can buy a book, but not knowledge. With money you can buy a position, but not respect. With money you can buy blood, but not life. Send this to your friends to bring luck to them; do not send money, because with money, you can not buy luck





